تبلیغات
BEHTARINHA - زندگینامه بهرام

BEHTARINHA

در نگاه کسانی که پرواز را نمی فهمند هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد

یکشنبه 16 بهمن 1390

زندگینامه بهرام

نویسنده: MEHRDAD NA   طبقه بندی: زندگی نامه رپرهای ایرانی، 

زندگینامه رپر اجتماعی محبوب بهرام

 


از زبان خود

متولد : نیمه ی دوم بهار 67 در میدان رسالت تهران البته میگن به قیافمم بیشتر میخوره
در یک خانواده نه چندان مذهبی به دنیا اومدم
پدر یه وانت داشت و باهاش کار میکرد تا بتونه خرج زندگیشو در بیاره
یه خونه ی کوچیک نبش کوچه ای که نصفش خاکی بود بچگیام میرفتم میدون رسالت دعواهای میدون رو میدیدم .
بزرگتر که شدم یکم وضعمون بهتر شد و توی یکی از محله های نارمک خونه اجاره کردم پدرم.(خونش یکم بهتر بود) (با یه میدون بزرگ هم همجوار بود)
دبستان راهنمای اونجا بودم .ادمای جالبی اونجا نبودن کم کم منم همرنگ اونا شدم. وقتی همبازی اونا شدم .
یادمه دستمال کاغذی رو لوله می کردیم.دورش به مقوا می پیچیدیم.بعد لای دستمال کاغذی هم یه لوله کاغذ میذاشتیم و سرش و روشن می کردیم.وقتی می کشیدم خیلی می سوخت ولی دوستام از دودش تحسینم می کردن
بگذریم…
درسم خوب بود جزء بهترینهای مدرسه همه دوسم داشتن مخصوصا معلما ( به خاطر اینکه اوراق بچه ها رو میدادن تا من تصحیح کنم) در حقیقت اینجوری نبود زیر اب کاه نه ولی با سیاست بودم .
شیطتنتهای دوره ی راهنمایم جوری بود که هیچکس ازم انتظار نداشت بچه زرنگ مدرسه ؟این کارو بکنه ؟البته غیر از درس نه قیافشو داشتم که همچین کاری رو کرده باشم نه سابقه ای داشتم .
به ظاهر اروم بودم توی کلاس هم میز دوم میشستم .
اوخر دوره ی راهنمای علاقه ی هنریم به سمت رپ تغییر مسیر داد .
البته اون روز فکر نمی کردم یه روز خودم رپ بخونم گوش میدادم و حالشو میبردم .
دوران دبیرستان محله باز عوض شد.(سمت مجدیه خونه خریدم با بهتر شدن اوضاع پدر)
از دوران دبیرستان همه چیز تغییر کرد .
اول دبیرستان با دو نفر اشنا شدم که گروهی به اسم گپ داشتن(سال 1380)
کارشون واسم خلی جالب بود اخه تا حالا رپ فارسی نشنیده بودم .
خلاصه :
گروه گپ اهنگاشونو به من دادن تا تمرین کنم بلکه یه روز بتونم باهاشون کار کنم.
علاقه ی عجیب و غریبی داشتم .اینقدر تمرین کردم که بعد از یک ما تونستم اهنگ بخونم .
در اوخر ابان 1380 یه البوم جمع کردم البته جای منتشر نشد .
اسم البوم(واسه الان بخون) بود . از نظر فنی خوب بود ولی از نظر شعر ضعیف بود .(محتوای شعریش شبیه گپ بود)
واسه همینم شروع به ترجمه ی اثار غربی کردم تا بفهمم موضوع رپ چیه . این چیزی نبود که بشه بهم درس داد .
از همون موقع درسم به شدت افت پیدا کرد .و دیگه شیطنت هام هم جوری نبود که بشه با سیاست قایمش کرد.کم کم شد م صدر نشین لیست سیاه مدرسه .
و ته کلاس نشین ها .
ته کلاس دوستای بغل دستیم مسخرم میکردن دلیلش این بود که سر کلاس هم دس از سر شعر گفتن بر نمیداشتم .هر چند ضعیف ولی تمرین باعث شد که .. .البته از قبل اهل نوشتن بودم .
داستان مینوشتم . ادبیات قوی داشتم !ولی خب شعر رپ یه چیز دیگس.
کم کم سبک لباس پوشیدن هم تغیر کرد . شلوارهایی که خشتکش زمین و جارو می کرد و تی شرت هایی که زانوهامو رو می پوشوند.
گروه 5 نفره با این سبک لباس تو مدرسه تشکل دادم .انگشت نما بود ..
دعواهای مدرسه رو خیلی دوس داشتم . اگه روزی اتفاقی نمی افتاد با اون 4 نفر هم دیگه رو میزدیم .
روز به روز تو ضمینه ی موسیقی فعالتر میشدم !یه نرم افزار نسبتا حرفه از یکی از دوستم یاد گرفتم
شعرامم بهتر میشد هر روز. البته که گفتن این حرفا اسونه .
1381 با تمرین وتلاش زیاد شروع به تمرین خوندن کردم .
بدون اهنگ شعر مینوشتم .و تو راه مدرسه یکی از دوستام با دهن اهنگ مید منم شعرامو میخوندم .
تو همین زمان بود که به کلم خورد کار کنم و پولامو جمع کنم !تو یه شرکت طراحی(مال بابای یکی از دوستام بود )-( میدون انقلاب -برج مهستان) شروع به کار شدم هر کاری: ابدارچی منشی گارگری و.. بسته های مقوا رو از پایین برج میبردم و بر عکس(اسانسور خراب بود)(شانس من)
داشتم پولامو جمع میکردم که یکی از رفقا ازم قرص خواست منم با کمال میل بهش دادم که هیچ وقت ازش پس نگرفتم !نارو خوردن از رفیق خیلی سخته ولی نا امیدی بد تره .
با همون یه ذره پولی که واسم مونده بود باز شروع به کار کردم .
طی چهار سال تک اهنگای تو خونه با میکرفن معمولی ظبط کردم بلاخره سال 85 تونستم اولین البوم رسمی به اسم بهرام رو به صورت زیر زمینی منتشر کنم.
بهترین اهنگای این البوم از نظر خودم وبقیه . :
برقص با من” و “تشکر از مادرم”
همچنین در اون زمان در مسابقه فری استایل سایت ایران میکروفون شرکت کردم و تونستم مقام اول رو کسب کنم. با آهنگ “فقر
اکثر شعرامو چه الان چه قبل تو خیابون میگم .
وقتی پیاده میرم . وقتی دارم قدم میزنم .
تو تاکسی تو اتوبوس . و خیلی جاهای دیگه.
جاده با من حرف میزنه
بعد البوم اول هم بیکار نشستم .
اواسط 85 البوم دوم کار کردم .
عکس العمل مخاطبا باعث شد تا مستحکم تر کار کنم .
با یه استعداد رو به رو شدم و تصمیم گرفتم اونو با سبک خودم همرا کنم .من و ولفگان با هم همکار شدیم .تا هم بتونم کمکی به اون کرده باشم هم البوم دوم رو متنوع تر کار کنم .
البوم دوم منتشر شد . با نام (فرصت )
آلبوم فرصت با موفقیت آهنگهای “فرصت” ، “اذان” و “من با تو” مواجه شد.
انتقادهای خوبی هم از طرف مخاطبان مطرح شد که در پیشرفت امروزی من بی تاثیر نبودند.
برخورد مخاطبان باعث شد تا تلاشم رو چند برابر کنم ! تا جای که اواخر 85 تونستم سومین البوم خودم رو منتشر کردم اسم البوم هم درد دل بود
آلبوم درد دل با موفقیت عجیب و غریب آهنگهای “درد دل” ، “بن بست” ،”ایران پاک” و “سلطان رپ” روبرو شد .
بعد از اون هم که کاراهای دیگه ای …..

نظرات() 
How can we increase our height?
شنبه 25 شهریور 1396 08:31 ق.ظ
It's awesome in support of me to have a web site, which
is useful in favor of my experience. thanks admin
How can we increase our height?
شنبه 25 شهریور 1396 08:27 ق.ظ
It's awesome in support of me to have a web site, which
is useful in favor of my experience. thanks admin
How can we increase our height?
جمعه 3 شهریور 1396 11:08 ق.ظ
Great post. I was checking continuously this weblog and I am impressed!
Very useful info specifically the closing part :) I maintain such information a lot.
I was looking for this particular info for a very lengthy time.
Thanks and best of luck.
abbieagurs.jimdo.com
سه شنبه 17 مرداد 1396 11:22 ق.ظ
Thanks , I've just been looking for information about this subject for a long time and
yours is the greatest I have found out so far.
But, what about the bottom line? Are you certain concerning the source?
home std test
یکشنبه 4 تیر 1396 10:08 ب.ظ
بسیار قلب از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن دلنشین
در آیا نه کار کاملا با من پس از برخی از زمان.
جایی در سراسر پاراگراف شما در واقع قادر به من مؤمن اما تنها برای while.

من این مشکل خود را با فراز در مفروضات و یک ممکن است را سادگی به پر
همه کسانی شکاف. در این
رویداد شما در واقع که می
توانید انجام من را مطمئنا بود مجذوب.
BHW
جمعه 1 اردیبهشت 1396 08:10 ق.ظ
Hello, I enjoy reading all of your post.

I wanted to write a little comment to support you.
Emo Emir
شنبه 6 اردیبهشت 1393 08:48 ب.ظ
Ma NoKare BaHraMaM HaStim !!!KHATERATET MarG bud Makhsusan On Tike Ke Ba Rafighat Hamdigaro Mizadin :D
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :